یه دل خسته ویک عشق محال
در جوانی زندگانی طالعم غم سایه زد
سبد سبد واژه مست در طپش وصف چشات
تو این شب عاشقونه نقطه عطف من نگات هدیه قابلی نبود ک من نثار تو کنم ی جون ناقابلی هست میخوام فدای تو کنم امروز دلم قول داده ک نبضشو نذر تو کنه تا آخرین لحظه عمر عشقشو صرف تو کنه هرروزه زندگی میخوام حستو قلقلک بدم یهو دیدی ک بی هوا عشقتو ناخنک زدم همش دو روزه دنیامون میخوام دوروزو شاد باشی غصه و غمها مال من بذار یکم آزاد باشی مردو خدا آفریده ک سختیا رو بچشه رو شیشه وجود زن وای اگه غم خط بکشه مزد وفاداریه زن تکیه گاهی محکمه مرد اگه جونشم بده در راه زندگی کمه
Power By:
LoxBlog.Com |