سپندارمذگان


یه دل خسته ویک عشق محال

در جوانی زندگانی طالعم غم سایه زد

 

سبد سبد واژه مست در طپش وصف چشات 

تو این شب عاشقونه نقطه عطف من نگات 

هدیه قابلی نبود ک من نثار تو کنم 

ی جون ناقابلی هست میخوام فدای تو کنم 

امروز دلم قول داده ک نبضشو نذر تو کنه 

تا آخرین لحظه عمر عشقشو صرف تو کنه 

هرروزه زندگی میخوام حستو قلقلک بدم 

یهو دیدی ک بی هوا عشقتو ناخنک زدم 

همش دو روزه دنیامون میخوام دوروزو شاد باشی 

غصه و غمها مال من بذار یکم آزاد باشی 

مردو خدا آفریده  ک سختیا رو بچشه 

رو شیشه وجود زن وای اگه غم خط بکشه 

مزد وفاداریه زن  تکیه گاهی محکمه 

مرد اگه جونشم بده در راه زندگی کمه 

 



نوشته شده در چهار شنبه 2 اسفند 1391برچسب:,ساعت 20:59 توسط h.h| |


Power By: LoxBlog.Com